معجزه افزایش قد

 

 

 

خفن – چگونه چطور

اعلام نتایج آزمون استخدامی آموزش و پرورش (بنگاه کاریابی)

میانگین حقوق معلمان ۶۴۵ هزار تومان

وزیر آموزش و پرورش از تلاش برای اعلام نتایج آزمون استخدامی در این هفته خبر داد.

حمیدرضا حاجی بابایی در گفت‌وگو با ایسنا گفت: نتایج آزمون استخدام را صد درصد نه، اما تلاش می‌کنیم که تا پایان هفته جاری اعلام کنیم.

وی تاکید کرد: کار آزمون استخدامی آموزش و پرورش در این هفته تمام شود.

به گفته حاجی بابایی، برای استخدام ۴۰ هزار نفر، در مرحله اول آزمون سه برابر ظرفیت استان‌ها پذیرش می‌شود که حدود ۱۲۰ هزار نفر خواهند بود که در نیمه دوم تیر ماه در مرحله دوم این آزمون شرکت خواهند کرد.

حمید رضا حاجی بابایی افزود : اسامی پذیرفته شدگان این آزمون بر اساس شماره داوطلبی در پایگاه اینترنتی آموزش و پرورش به نشانی medu.ir درج خواهد شد.

وزیر آموزش و پرورش افزود: افراد پذیرفته شده در کنار داشتن مهارت معلمی به مدت دو ماه در کلاس‌های مهارت‌آموزی و در طول سال تحصیلی و حتی تابستان‌ها در کلاس‌های ویژه‌ای شرکت کرده و آموزش‌های تخصصی‌تری را می‌آموزند.

حاجی بابایی در پایان همچنین درباره حداقل و حداکثر حقوق معلمان نیز خاطرنشان کرد: میانگین حقوق معلمان در سطح کشور ۶۴۵ هزار تومان است.

موارد مرتبط : نتایج مرحله اول آزمون استخدامی آموزش و پرورش
.
آدرس سایت اعلام نتایج آزمون استخدامی آموزش و پرورش – اسامی ثبت نام استخدام در آموزش پرورش نتایج آزمون
.
.
تکمیلی و مرتبط : آموزش پرورش بنگاه کاریابی نیست / نگاه به استخدامی آموزش پرورش
درحالی که جمعیت دانش آموزی کشور به گفته وزیر آموزش و پرورش از ۱۸میلیون دانش آموز در دهه هفتاد به حدود ۱۲میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کاهش یافته است، نه تنها این وزارتخانه عریض و طویل سبکبار نشده بلکه طبق اخبار، فربه تر نیزشده است.

در حالی که در دوران وزارت علیرضا علی احمدی وزیر پیشین آموزش و پرورش با اجرای طرح هایی همچون ساماندهی نیروی انسانی و بازنشستگی پیش از موعد، طرح کوچک سازی آموزش و پرورش با شدت و حدت تمام پیگیری می شد با روی کار آمدن حمیدرضا حاجی بابایی، به ناگهان سیاست های این وزارتخانه با چرخشی ۱۸۰ درجه ای مواجه شد به گونه ای که نه تنها بازنشستگی پیش از موعد معلمان از دستور کار خارج شد، بلکه درهای استخدام در آموزش و پرورش که به تعبیر علی احمدی وزیر پیشین ۳ قفله شده بود، به روی خیل عظیم بیکاران گشوده شد، ضمن اینکه وزارت آموزش و پرورش طی بخشنامه ای با دادن ۱۲ساعت حق التدریس (۸ساعت حق التدریس و ۴ساعت خرید خدمت) به معلمانی که با طرح بازنشستگی پیش از موعد از پروسه تدریس خارج شده بودند، عملا بار دیگر بازنشسته ها را به کار گرفت. بدین ترتیب علی رغم کاهش ۶میلیون نفری جمعیت دانش آموزان نه تنها از عائله وزارت آموزش و پرورش کاسته نشد، بلکه با انجام استخدام های جدید، این وزارتخانه حجیم تر نیز شد.

بر پایه این گزارش، در راستای استخدام های جدید در آموزش و پرورش، به تازگی سایت اطلاع رسانی این وزارتخانه مبادرت به ثبت نام از متقاضیان استخدام در آموزش و پرورش کرده است.مرحله نخست آزمون استخدامی ۴۰ هزار استخدامی جدید ۷خردادماه جاری در نظرگرفته شده است.

مجلس :اولویت استخدام با حق التدریسی ها ست

بررسی های خبرنگار ما حاکیست که، برنامه استخدامی جدید در آموزش و پرورش در حالی در دستور کار قرار گرفت که طبق آمارهای ضد و نقیض بین ۴۰هزار تا ۶۰هزار نیروی حق التدریس در وزارت آموزش و پرورش مشغول به فعالیت هستند که بسیاری از آنان نه تنها از حقوق مکفی برخوردار نبوده بلکه حتی هیچ گونه مزایای بیمه ای ندارند. در این میان مجلس شورای اسلامی با اطلاع از استخدام های جدید در آموزش و پرورش و نادیده انگاشتن دوباره حق التدریسی ها ،طی مصوبه ای هرگونه استخدام جدید در آموزش و پرورش را منوط به روشن ساختن وضعیت استخدامی حق التدریسی ها کرد، موضوعی که برنامه های استخدامی حاجی بابایی را حداقل برای مدتی به تاخیر انداخت.

دکتر علی عباسپور تهرانی، رئیس کمیسسون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در این مورد می گوید: طبق نظر مجلس، معلمین حق التدریس باید در اولویت استخدام در آموزش و پرورش باشند، بر این اساس، نمایندگان ملت با تهیه طرح دو فوریتی وزارت آموزش و پرورش را مکلف کردند که ۶۰هزار نیروی حق التدریس را در اولویت استخدام قرار دهد،بدین ترتیب که معلمین دارای مدرک کارشناسی و نیز نیروهای حق التدریس با مدرک کاردانی و حداقل ۵سال سابقه تدریس به شرط آنکه ۲۴ ساعت در هفته تدریس داشته باشند طبق قانون مصوب مجلس شورای اسلامی باید استخدام شوند. ضمن آنکه وزارت آموزش وپرورش می تواند در شهرستان هایی که به نیروی انسانی نیاز دارد طبق ماده ۹ قانون استخدامی کشور با برگزاری آزمون استخدامی نیرورهای مورد نیاز خود را جذب کند.

معلمان بازنشسته باز می گردند!

بر طبق بررسی های خبرنگار ما با وجود آنکه طرح بازنشستگی پیش از موعد معلمان در طی یکی دوسال اخیر با هدف سبکبار کردن آموزش و پرورش ونیز خروج معلمان بی انگیزه آنچان که علیرضا علی احمدی وزیر پیشین داعیه آن را داشت انجام شد، اما به جهت توزیع نامتوازن نیروی انسانی در آموزش و پرورش ـ در این وزارتخانه هنوز آمار دقیقی از تعدادمعلمان و دانش آموزان موجود نیست! ـ باردیگر مسئولان بزرگترین وزارتخانه دولت به معلمانی متوسل شدند که به زعم خود آنها را ناکارآمد تشخیص داده بودند و می خواستند با مرخص کردن آنان ،آموزش و پرورش را سبکبار و منعطف کنند.

بدین ترتیب علاوه بر آنکه همه طرح های دولت برای کوچک سازی آموزش و پرورش بی اثر شد، با استخدام های جدید و بازگشت معلمین بازنشسته عملا آموزش و پرورش حجیم تر شد.

تعهدی در قبال مراکز تربیت معلم نداریم

در حالیکه برای سال ها آموزش و پرورش نیروهای خود را از میان فارغ التحصیلان مراکز تربیت معلم جذب می کرد، چند سالی هست که این مراکز عملا به حاشیه رفته اند و فارغ التحصیلان تربیت معلم به حال خود رها شده اند؛ آموزش و پرورش نیز حاضر نیست نسبت به آنان مسئولیت بپذیرد. براساس این گزارش، طی سال های اخیر بسیاری از دانش آموختگان این مراکز به طور حق التدریس به همکاری با آموزش و پرورش مشغول شده اند با این امید که روزی جذب این وزارتخانه شوند حال آنکه بسیاری از آنان با گذشت چند سال هیچ تغییری در وضعت شغلی خود مشاهده نکرده اند .در جدیدترین اظهارات نیز حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش آب پاکی رابر دست آنان ریخت و تاکید کرد که این وزارتخانه تعهدی در قبال مراکز تربیت معلم ندارد!

جای خالی نیروهای متخصص در مدارس

بر طبق بررسی های خبرنگار ما هم اکنون توزیع نیروی انسانی در مدارس وضعیت آشفته و نابسامانی دارد به گونه ای که در کلانشهرها و شهرهای بزرگ نیروهای بسیاری مازاد و در اختیار کارگزینی هستند و همزمان آموزش و پرورش بدنبال استخدام نیروهای جدید است.

براین اساس مطابق اظهارات مسئولان وزارت آموزش و پرورش هم اکنون جای خالی نیروهای متخصص نظیر مربیان بهداشت ،مشاور،کارشناسان تربیتی و اداری و نیز فارغ التحصیلان تربیت بدنی به شدت در آموزش و پرورش احساس می شود ،ضمن اینکه معضل ۶۰ هزار نیروی حق التدریس نیز به قوت خود باقیست، در این شرایط کارشناسان تصمیم حاجی بابایی برای استخدام نیروهای جدید را رفتن به استقبال حاشیه های زیاد ارزیابی می کنند، به طوری که می توان گفت زخم کهنه استخدام در آموزش و پرورش که با اقدامات علیرضا علی احمدی تسکین یافته بود با تصمیمات حاجی بابایی سرباز کرده است.

 نتایج نهایی استخدام اموزش و پرورش

مطالب مرتبط:

  1. چگونگی استخدام آموزش و پرورش
  2. زمان اعلام نتایج کارشناسی ارشد
  3. زمان آزمون کارشناسی ارشد آزاد

 

icon برچسب ها: , , , , , , , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: ۶ تیر ۱۳۸۹
  • ۸۱ نظر
  • بزرگترین سایت تفریحی ایرانیان www.Khafan.Ir
    hghg در ساعت ۱۰:۴۲ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    وزیر اموزش پرورش خیلی دروغگو و کسافت هست

    rashed در ساعت ۶:۱۲ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    بیشعور تویی که کثافت رو اشتباه می نویسی

    K.L در ساعت ۵:۲۶ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    اره نتایج از قبل مشخص شده حتی قبل ازمون اعلام شده .نمونش دوست خودم

    arshida در ساعت ۷:۱۰ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    خوب از اول هم معلوم بود که راه کسب درامد محترمانه ای هست . دمتون کرم خوب مردمو با این ۵۰۰۰ هزار تومان گرفتناتون که شاید برا خیلیا به نظر نیاد . ولی دوست من : (من۵۰۰۰+تو۵۰۰۰+ما۵۰۰۰=۵۰۰۰*۲۰۰۰۰۰=۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰)

    اینا همه برنامه ریزی شدست عزیز.

    فاطمه در ساعت ۷:۲۷ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    از اول هم مشخص بود خاک تو سرشون کوفتشون بشه اون ۵ هزار تومن

    دیانا در ساعت ۷:۲۷ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    یعنی چی من اعصابم خورده حیف ۵۰۰۰ تومن پولی که دادم

    mehdi-MOHSEN در ساعت ۷:۲۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    دقیقا === ۶۷۵۰۰۰ شرکت کننده داشته – حالا در۵۰۰۰تومان ضرب کنید.۳٫۳۷۵٫۰۰۰٫۰۰۰تومان = کل معوقه یا بدهی آموزش و پرورش به بازنشسته ها و بدهکاریهای سازمانش به کارمنداش.

    آیلار در ساعت ۵:۲۱ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    رشته ما که فیزیک بود اصلا نخواستن خوب حتما میخوان انسانی درس بدن دیگه علم که بدردشون نمیخوره پاشین بریم از کشور بیرون لااقل هربلایی سرمون بیا میگیم خارجین چون از یه خاک و خون نیستیم این بلارو سرمون میارن.

    nava در ساعت ۸:۲۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    سیاست جالبی بود ولی منتظر پیامدای بعدیش باشین که ملتو فلجش کردین با این مسخره بازیاتون

    آرام در ساعت ۸:۲۵ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    وزیر آموزش و پرورش.من مطمئنم که قبول… .خیلی جار کشی.

    صدرا در ساعت ۷:۱۱ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    خدا جای حق نشسته جناب حاجی بابایی دروغگو

    sara در ساعت ۱:۰۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    هرکی سهمیه داشت قبول شد واقعا که

    ف.ک در ساعت ۶:۱۳ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    من هنوز باور ندارم که قبول نشدم ۹۸ سوال عمومی را درست جواب دادم و حتی اگه ۳۰ سوال تخصصی را هم اشتباه جواب داده باشم بازهم بالای ۶۰ درصد جواب دادم ولی قوبل نشدم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

    رضا در ساعت ۵:۴۹ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    من اطمینان داشتم قبول میشم اما … دوستم ۳-۲ رو میگفت میشه ۵ قبول شد خودم نتیجه شو دیدم چون باباش ارتشی بود فبول شد ۵ساله داره زور میزنه کاردانیشو بگیره حالا میاد ازمون قبول میشه !!!؟؟؟ حاج بابایی خیلی ….

    تحصیلکرده مظلوم در ساعت ۶:۱۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    الهی هر کسی که با پارتی و سهمیه استخدام شده است حقوقش را در راه مریضی خود و خانواده اش خرج کند. خدا باعث و بانی اش را لعنت نماید. آخی خزانه تون پر شد بمیرم خوب می گفتید پول میدادیم دیگه این دنگ و فنگا رو نداشت.

    نونوش در ساعت ۱۱:۱۱ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    شما فکرکردین که ما خریم ولی خودتون خرید

    ایذه در ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: تیر ۱۳۸۹

    همشون……….مثل خود آقاشون

    کسری در ساعت ۱۰:۲۰ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    واقعا خرید یا خودتونو به خری میزنید وقتی توان رقابت در ازمونو نداشتید بیخود تو ازمون شرکت کردید که حالا بهانه هایی مثل سهمیه و بارتی بیاورید حالا معلوم میشه علاوه بر نبود بار علمی از صلاحیت اخلاقی لازم جهت ورود به اموزش برورش نیز تهی می باشید

    پناهی در ساعت ۶:۱۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    من هم با نظر کسری خانم موافقم

    توحید در ساعت ۱۱:۳۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    من ۱۲ سال هست که معلم هستم .
    حقوق من با همسر و دو فرزندم بدون کسورات ۵۷۰۰۰۰ تومن هست که برای دو فرزندم حدود ۴۵۰۰۰ تومان می دهند و برای حق همسر هم ۶۰۰۰۰ تومان اگه اینهارو از کل مبلغ کسر کنیم میشه ۴۶۵۰۰۰
    و از این هم حدوده ۵۰۰۰۰ تومان به عنوان بازنشیتگی کسر می کنند و مبلغی حدود ۱۲۰۰۰ تومان به عنوان مالیات و برای هر نفر از اعضای خانواده ۶۰۰۰ تومان به عنوان خدمات درمانی و حدود ۶۰۰۰ تومان به عنوان بیمه عمر سهم کارمند کسر می کنند و اگر هم عضو صندوق ذخیره فرهنگیان باشید حدود ۱۰۰۰۰ تومان هم برای آن کسر می کنند که به عنوان پس انداز در زمان باز نشستگی پرداخت می کنند ، کسر می شود.
    با این حساب مبلغ در یافتی یک معلم تازه استخدام شده می شود
    ۳۸۱۰۰۰ آیا برای این مبلغ دریافتی می خواهید وارد آموزش و پرورش شوید
    من ۱۲ ساله معلم هستم و این مبلغ را در یافت می کنم و از این مبلغ به خدا قسم ۱۸۷۰۰۰ تومان اجاره منزل می دهم و تا حالا به خدا قسم نتوانستم مبلغی را پس انداز کنم تا در مواقع ضروری موقع مریضی ها لا اقل پول دوا و دکتر بچه هارو جور کرده باشم .به خدا قسم پولی نداشتم برای ثبت نام کردن در مسکن مهر لا اقل اسمم باشه و یکی بدونه که من مسکن ندارم.به امام حسین قسم روزها و هفته ها شده ۱۰۰۰ تومان نداستم و رو هم نداشتم که از کسی بگیرم و از همسر و بچه هام شرمنده شده و هستم . به خدا سوگند چند سالی هست که نتوانستم در زمان مناسبتها مثل عیدهای مذهبی و غیره برای شاد کردن بچه هام و همسرم شیرینی و گل و … بخرم تا اونارو شاد کنم .و به سید شهدا قسم هزاران مشکل دیگر از بی پولی که نمیشه اینجا گفت . ها لا شما برای این مبلغ می خواهین وارد آموزش و پرورش بشید …
    به خدا اگر من یک شغل دیگری داشتم حتما آن را انتخاب می کردم ولی چه کنم که هیچ سرمایه و امکاناتی ندارم شغل جدیدی انتخاب کنم و در این شغل شریف گیر افتادم .
    میگن معلمی شغل نیست عشقه و به عنوان یک شغل به آن نگاه نکنید .یکی نیست به اینا بگه معلم غیر از پولی که از این طریق به او می رسد منبع مالی دیگری ندارد .او زن و بچه دارد چگونه با این مبلغ ناچیز زندگی کند مگر بچه او لباس و کفش و غذا و تفریح نمی خواهد . مگر دختر مردم که بعنوان زن این معلم شده آرزو ندارد مثل سایر مردم زندگی کند .
    مگر زن و بچه معلم نمی خواهد لا اقل ۲ سال در میان به مسافرت برود بگردد تفریح کند .مگر خریدن ماشین برای سایرین است و زن و بچه ما باید همیشه حسرت ماشین دار شدن را بکشیم. حالا بعضی ها میگن خیلی از معلمین ماشین دارند بله ممکنه داشته باشند ولی از حقوق معلمی نخریده اند از جاهای دیگری و منابع دیگری خریده اند مگر می شود یک معلم اجاره نشین ماهی حدود ۲۰۰۰۰۰ تومان پول اجاره منزل دهد و ۵۰ یا ۶۰ هزار تومان پول آب و برق و تلفن و گاز . از بقیه پول که در حدود ۲۰۰۰۰۰ تومان باقی مانده ماهی ۱۵۰۰۰۰ تومان پول بانک جهت خرید خودرو و بقیه اش ۵۰۰۰۰ تومان رو صرف هزینه ماشین کنه بعد دهنشو رو به هوا کنه.
    پول غذا و لباس و مهمونی و دوا و دکتر و تهیه لوازم منزل و …. هزار ماشالله موارد دیگر رو از پول عشقش که معلمیه برسه .
    بچه ها من شما را نصیحت می کنم اگه بابای پولدار دارید و یا خانم کارمند و پولداری دارید می توانید حرفه عشق را انتخاب کنید و گرنه برید هر کاری به غیر از معلمی .حتی دست فروشی کنید ولی معلمی نکنید .به خدا با دست فروشی کردن روزی بالای ۲۰۰۰۰ تومان به دست می یارید (به گفته یکی از شاگردانم) ماهی میشه ۶۰۰۰۰۰ تومان ولی با معلمی نصف این مبلغم نمیشه در آورد . حالا خود دانید از ما گفتن
    ببخشید که سرتون رو درد آوردم

    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    سلام به همه شما حق می دم من وقتی با دوستم رفتم مرحله دوم تو پروند دوستم کد ۹ نوشتن و به دوست من کفتن تو به مصاحبه تخصصی و عملی نیا من تعجب کردم چون این کد شامل دوستم نمی شد یعنی کد فرزند شهید
    و من خیلی ناراحت شدم..
    خوب پارتی من خداست..

    الهام در ساعت ۶:۴۸ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    با خدا باش پادشاهی کن بی خدا باش هرچه خواهی کن.

    شماهایی که خیلی پشت سر افراد حرف می زنید نه خدا دارید و نه ایمان براتون متاسفم .کسری راست میگه شماها اصلا صلاحیت اخلاقی ندارین که وارد سیستم آموزشی بشین.پارتی ماها فقط خداست که بی منت بهمون همه چی داده و در آینده هم همینه.شماها هم که چشمتون نمیبینه که دوستتون قبول بشه ،بدونید که حضرت علی میگه: حسادت دوست از سستی صداقت اوست.این شعر هم واسه عذرخواهی از همه بچه شهیدایی که دوست داشتن باباشون باشه و استخدام هیچ سازمانی هم نباشن.
    لالای لالای گل پونه
    بابات رفته دلم خونه
    بابات امشب نمی آید
    گرفتن بردنش شاید
    بخواب آروم چراغ من
    گل شب بوی باغ من
    بابات شب رفته ازخونه
    که خورشید و بجنبونه

    یه آدم عادی و بی طرف در ساعت ۷:۵۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    خوب دوستان عزیز و لا یعقل گیرم که اون فرزند شهید با پارتی رفته باشه و استخدام بشه شما کجا بودین اون شبایی که اون بدون پدر سرشو رو بالش میذاشتو تا صبح اشک بی پدری میریخت پدری که بخاطر خیلی از شماها زندگیشو از دست داد شاید شماهم حق داشته باشین اما جه جور میشه اون سالهای زیبایی رو که همه شما در کنار پدر و مادرتون میگذروندین رو واسه اونا جبران کرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

    سمانه در ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    من کاری ندارم که کی قبول شده کی نشده ولی من خیلی به این کار احتیاج داشتم باور کنید اگه قبول میشدم زندگیمو خیلی تحت تاثیر قرار میداد خوش به حال اونایی که قبول شدن

    بهروز در ساعت ۶:۳۷ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    سلام به همه و الهام خانووووم!!
    من دوساله بودم که بابام فوت کرد، به نظرت من با یه پسر شهید چه فرقی داشتم و دارم؟ خوب اون بابا نداشته منم نداشتم
    حالا این وسط بابا اون یه کاری کرده که بابای من نکرده چه ارتباطی داره به استخدام شدن اون و استخدام نشدن من؟
    چرا باید به اونها مزیت بدیم و به غیر اونها نه؟
    کار باباهاشون خیلی تحسین بر انگیزه! قبول دارم، ولی به خدا این دور از عدالته که برای قبول شدن تو دانشگاه، برای استخدامهای دولتی و … اولویت رو به اونها بدن. می خوام بگم چرا باید حق درس خودن و استخدام شدن کسی که خیلی بیشتر حقشه رو ازش بگیرن و بدن به بچه هایی که باباهاشون کار مهمی کردن؟!
    خب فکر می کنید نتیجه اش چی میشه؟
    دانشگاههای ما پرمیشن از بعضی دانشجوهایی که صلاحیت دانشجو بودن رو ندارن، ادارت دولتی ما پرمیشن از بعضی کارمندهایی که صلاحیت کارمند بودن رو ندارن.
    به نظرتون اگه امام زمان(ارواحنا فدا) الان حکومت رو بدست داشتن این حق رو از ما می گرفتن و می دادن به اونها؟! به این چی می تونه بگیم غیر از تبعیض؟!
    ضمنا دوستانی که از الفاظی دور از ادب استفاد می کنن، حق میدم که خیلی ها این رفتار رو قبول نداشته باشن ولی بهتره اصل مطلب رو نادیده نگیرید که جز عدالت چیز دیگه ایی نمی خوان!
    یه چیز دیگه که باید بگم اونم اینکه منظورم از این صحبتها این نبود که تمام دوستانی که قبول شدن فرزند شهید یا جانباز و … بودن، دوستان خودم و حتی داداش خودم هم قبول شدن، به اونهایی که به حق قبول شدن تبریک میگم ولی برای اونهایی که باعث شدن افرادیی به ناحق قبول بشن جز ابراز تاسف کار دیگه ایی نمی تونم بکنم.

    الهام در ساعت ۸:۲۵ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    سلام به همه ی دوستان و آقا بهروز گل.
    بابت فوت پدرتون اونم توی دوسالگی واقعا متاسفم ان شاالله خداوند سایه مادرو سایر حامی هاتون رو سرسبز نگهداره.الهی آمین.

    سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم

    قبول دارم که بعضی چیز ها درست نیست اما…
    من خودم چهار سال هست که حق التدریس دانشگاه هستم انواع کارت های داوری و مربیگری رو هم دارم.کار عملی ام توی تربیت بدنی هم نه به گفته خودم به اذعان خیلی ها عالیه. هر جایی که بگی پارتی دارم. بارها و بارها قبل از آزمون و بعد از آزمون خیلی ها گفتن سفارشت رو بکنیم به فلانی و فلانی و… اما بعضی وقتا که نه.. همیشه ته دلت می لرزه … آیا این حق منه!!!!!!!
    چون باید هم این دنیا و هم اون دنیا جواب بدی و مطمئن باش اون کسی با پارتی میره پولی که می گیره حرومه. و خوب خرجش نمی کنه.همیشه توکلت به خدا باشه و مطمئن باش که اون خودش می دونه داره چکار می کنه .باور کنید من خودم یه آدم ایده آلیست هستم و دلم برای خیلی چیزها می سوزه و از خیلی چیزها رنج می کشم. از جامعه،از مردم فقیر،،از آدمای بی دین و بی اعتقاد،و..روز مصاحبه از من پرسیدن که اگه قبول نشی چکار می کنی؟
    گفتم: شکر خدا!
    گفت : یعنی چی؟
    گفتم: اگه اینجا نشد تلاشم برای قبولی در دکتری چند برابر می شه. چون خدا به من میگه تو لیاقتت بیشتر از اینه. باید بری بالاتر….
    یا شما یه خورده سیم های ارتباطی تون با خدا قطع شده یا من زیادی وصلم شاید به خاطر اینترنت پرسرعته!!!!!!!

    اینم یه شعر قشنگ از دکتر کاووس حسنلی شاعر مشهور دهبید فارس برای تمام اونایی که عاشق پدرای مرحومشون بودن.

    دست‌های‌ تهی‌

    پدر از تو آموختم‌درد را
    و معنای‌بیداری‌مرد را

    تو دریای‌شوقی‌تو پهناوری‌
    تو مثل‌بهاری‌، پر از باوری‌
    اگر دست‌هایت‌پر از پینه‌است‌
    تو را قلبی‌از جنس‌آیینه‌است‌

    مرا کاش‌قلبی‌از این‌دست‌بود
    از اینی‌که‌در سینه‌ات‌هست‌، بود

    برایم‌تو از آب‌نامی‌تری‌
    تو جانی‌، تو از جان‌گرامی‌تری‌

    گر آغوش‌تو منزل‌سادگی‌ست‌
    ولی‌جایگاهی‌پر از زندگی‌ست‌

    تو با گل‌چه‌خویشی‌مگر داشتی‌
    که‌همواره‌از گل‌خبر داشتی‌

    الهی‌صفای‌تو لبریزتر
    نگاهت‌، نگاهت‌دلاویزتر

    مرا مهر تو زندگی‌سازتر
    و آغوش‌تو باز هم‌بازتر
    پدر از تو آموختم‌درد را
    و معنای‌بیداری‌مرد را

    نکردم‌فراموش‌درد تو را
    شررهای‌رخسار زرد تو را

    تو را، خانه‌بر دوشِ آواره‌را
    دلِ آرزوهای‌صدپاره‌را

    زمین‌های‌بی‌حاصل‌و باغ‌را
    دو دستِ پر از تاول‌و داغ‌را

    تو را، اضطرابِ شبِ تار را
    تنِ خسته‌و چشم‌بیدار را

    تو را، برف‌را، لرزش‌بید را
    زمستانِ جان‌سوز «ده‌بید» را

    زمین‌را و محصول‌و انبار را
    ستم‌را، ستم‌را، ستمکار را
    اگر خرمنی‌بود و چون‌کوه‌بود
    نصیب‌تو صد بار اندوه‌بود

    چه‌شب‌ها که‌ما را پشیزی‌نبود
    بجز غصه‌در سفره‌چیزی‌نبود

    چه‌شب‌ها که‌شام‌تو غم‌بود و آه‌
    تمام‌کلام‌تو غم‌بود و آه‌

    چه‌شب‌ها که‌هر لحظه‌یک‌سال‌بود
    زبان‌زمین‌و زمان‌لال‌بود

    چه‌شب‌ها که‌این‌خانه‌خاموش‌بود
    جهان‌در نگاهم‌سیه‌پوش‌بود

    چه‌شب‌ها که‌شب‌قصه‌پرداز بود
    شب‌انگار گنجینه‌ی‌راز بود

    چه‌شب‌ها که‌بودیم‌بی‌سرپناه‌
    دل‌آشفته‌بودیم‌و گم‌کرده‌راه‌
    چه‌شب‌ها که‌بودیم‌آسیمه‌سر
    دل‌آزرده‌در انتظار سحر
    ***
    و صبح‌سرآغاز، یادش‌به‌خیر
    سحرگاه‌اعجاز یادش‌به‌خیر

    پگاه‌ستم‌سوز یادت‌که‌هست‌
    و آن‌اولین‌روز یادت‌که‌هست‌

    که‌یاران‌زندانی‌ات‌آمدند
    ملائک‌به‌مهمانی‌ات‌آمدند

    پگاهی‌که‌پیک‌صبا مژده‌گفت‌
    عزیز آمد و چشم‌هایت‌شکفت‌

    سر بسته‌ی‌عقده‌ها باز شد
    زمین‌و زمان‌غرق‌پرواز شد

    سحر آمد و روز آغاز شد
    چروک‌جبین‌تو هم‌باز شد
    لبت‌غرق‌گل‌های‌تبریک‌شد
    زمان‌مساوات‌نزدیک‌شد …
    ***
    و امروز اما چرا خسته‌ای‌
    چرا خنده‌را لب‌فرو بسته‌ای‌

    چرا خنده‌در چشم‌های‌تو نیست‌
    چرا باز هم‌دست‌هایت‌تهی‌ست‌

    چرا روز از تو حمایت‌نکرد
    چرا دوستی‌را رعایت‌نکرد

    چرا باز هم‌در نگاهت‌غم‌است‌
    چرا باز در خانه‌چیزی‌کم‌است‌

    ترا دوش‌اگر بود غم‌روی‌غم‌
    چرا ای‌پدر باز امروز هم‌؟!…

    الهام در ساعت ۸:۴۷ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    کاش‌

    اینم یه شعر واسه منجی بشریت.

    کاش‌آن‌کس‌که‌باید، بیاید
    او که‌دل‌می‌رباید بیاید

    تا که‌قسمت‌کند خنده‌ها را
    وا کند پای‌درمانده‌ها را

    بشکند قفل‌سرمایه‌ها را
    پس‌دهد سهم‌ همسایه‌ها را

    ای‌قلم‌ای‌زبان‌دل‌من‌
    محرم‌مهربان‌دل‌من‌

    باید از چشم‌تو شعله‌خیزد
    از زبان‌ تو آتش‌بریزد

    با چنین‌روح‌سرکش‌که‌داری‌
    حیف‌باشد که‌آتش‌نباری‌

    عده‌ای‌آن‌طرف‌نان‌ندارند
    سر ندارند و سامان‌ندارند

    آبرو را به‌نان‌می‌فروشند
    عشق‌را رایگان‌می‌فروشند

    در بساط‌خود آهی‌ندارند
    شب‌که‌شد سرپناهی‌ندارند

    گاهی‌از درد، آتش‌بگیرند
    گاهی‌از سوز سرما بمیرند

    کودکی‌داشت‌می‌سوخت‌از تب‌
    با پدر گفت‌در نیمه‌ی‌شب‌

    مادر آن‌شب‌چگونه‌ز کف‌شد
    گفت‌از سوز سرما تلف‌شد

    عدّه‌ای‌هم‌غم‌نان‌ندارند
    روزگار پریشان‌ندارند

    ذره‌ای‌زخم‌در جانشان‌نیست‌
    هیچ‌وقتی‌غم‌نانشان‌نیست‌

    مالک‌الملک‌این‌سرزمینند
    خودپرستان‌ننگ‌آفرینند

    هر چه‌می‌بینی‌اموال‌آن‌هاست‌
    مثل‌این‌که‌جهان‌مال‌آن‌هاست‌

    مانده‌تنها خدایی‌نمایند
    گرچه‌این‌گونه‌هم‌می‌نمایند

    کاش‌آن‌کس‌که‌باید، بیاید
    او که‌دل‌می‌رباید، بیاید

    بشکند قفل‌سرمایه‌ها را
    پس‌دهد سهم‌همسایه‌را

    ای‌قلم‌ای‌زبان‌دل‌من‌
    محرم‌مهربان‌دل‌من‌

    باید از چشم‌تو شعله‌خیزد
    از زبان‌تو آتش‌بریزد

    با چنین‌روح‌سرکش‌که‌داری‌
    حیف‌باشد که‌آتش‌نباری‌

    من‌هم‌از مردم‌خرده‌پایم‌
    از همین‌بر زمین‌خورده‌هایم‌
    پس‌چرا مثل‌مردم‌نباشم‌
    روز و شب‌در تلاطم‌نباشم‌

    حیف‌باشد که‌«من‌» گم‌نباشد
    شعر من‌وقف‌مردم‌نباشد

    هر که‌با زخم‌کاری‌ندارد
    پیش‌من‌اعتباری‌ندارد

    من‌که‌با خود تعارف‌ندارم‌
    هیچ‌میل‌تکلف‌ندارم‌

    گاه‌بی‌آنکه‌من‌خود بدانم‌
    مثنوی‌می‌دود بر زبانم‌

    وزن‌و قالب‌که‌در دست‌من‌نیست‌
    این‌مطالب‌که‌در دست‌من‌نیست‌

    من‌فقط‌درد دل‌می‌نویسم‌
    از رهاورد دل‌می‌نویسم‌
    کاش‌آن‌کس‌که‌باید، بیاید
    او که‌دل‌می‌رباید، بیاید

    بشکند قفل‌سرمایه‌ها را
    پس‌دهد سهم‌همسایه‌ها را

    تا خدا گل‌کند در قوانین‌
    تا بهاری‌شود ملک‌پایین‌

    آه‌ای‌دستبند تجمّل‌
    ای‌تغافل‌تغافل‌تغافل‌

    دست‌ما را به‌نیرنگ‌بستی‌
    پای‌چالاکمان‌را شکستی‌

    دزد آمد هواری‌نکردیم‌
    خانه‌را برد و کاری‌نکردیم‌

    ما چه‌کردیم‌؟ هان‌، ما چه‌کردیم‌؟
    ما که‌گفتیم‌مَردیم‌و مَردیم‌!
    پیرزن‌باز مشغولمان‌کرد
    باز با خنده‌ای‌گولمان‌کرد

    مرد با غمزه‌ای‌کور و کر شد
    پیرمردی‌دوباره‌پسر شد

    از دوباره‌غرور جوانی‌
    و چنانی‌که‌افتد و دانی‌

    گوشوار تعلّق‌گران‌بود
    این‌همان‌هدیه‌ی‌دیگران‌بود

    گم‌شد افسوس‌این‌گونه‌راحت‌
    در «اِنّا عَرَضْنَا اْلاَم’انَة‌»

    نیما در ساعت ۹:۱۷ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    الهام انگار حالت خوب نیست ها یه سر دکتر برو حتما

    jamal در ساعت ۲:۱۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    oh cheghad dele melat pore vay vay
    koja raftand padeshahane sasani ke takhte jamshidha besazand

    یاحق در ساعت ۷:۵۰ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    من چند تا سوال ذهنمو مشغول کرده وآن این که خود شهدا نظرشون چیه؟
    اون فرزند شهید وایثارگری که اصلا کارهای پدرشو قبول نداره چرا وقت استفاده از سهمیه کاسه داقتر از آش میشه؟
    مگه علم تزریقی؟
    البته ما در برابر این انسانهای والا وخانوادههایشان وظیفه داریم وجمهوری اسلامی باید امکانات رفاهی ومالی را برایشان آماده کنند.
    ولی به نظر من استخدام نیروهای متعهد ومتخصص ،به عنوان تربیت کنندگان آینده سازان کشور مهمترین وظیفه ماست.
    ودر این شرایط باید ببینیم صلاحیت های خود فرد در چه حد واندازه ایی است.
    گویم که پدر بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل

    لیلا در ساعت ۲:۱۱ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    شماایرونیاهیچ وقت آدم نمیشین ماهم به چوب شما میسوزیم

    مینا در ساعت ۸:۳۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    توجه توجه
    کارنامه اومده

    مینا در ساعت ۸:۵۷ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    اللالبلییسش

    مینا در ساعت ۹:۰۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    تا حالا شده کارنامه تغییر کنه ؟

    مینا در ساعت ۹:۱۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    حالا تغییر کرده بار اول رتبه ی من سه رقمی و آخرین رتبه قبولی چهار رقمی .بعد از حیرت زدگی وتماس با آموزش وپرورش و پیغام گذاشتن مبنی بر اینکه چطور ممکنه که…؟ سایت بسته میشه و بعد از نیم ساعت باز شدن سایت آخرین رتبه ی قبولی سه رقمی شده بود خطای دید هم نبوده چون عدد اولی کاملا متفاوت از عدد دوم بود به نظر شما مرموز نیست؟

    علی عباسی مقدم از سبزوار در ساعت ۷:۱۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: مرداد ۱۳۸۹

    سلام با عرض خسته نباشید اینجانب در مرحله اول که روی سایت اسامی قبول شدگان ر ازده بودید قبول نشده بودم ولی در تاریخ ۲۶-۰۵-۸۹ به صورت اتفاقی متوجه شدم که قبول شده ام چون شما بدون هیچ اطلاع قبلی که حد اقل ماشهرستانیها متوجه شویم(صدا وسیما)۳برابر ظرفیت قبولی زده بودید که من هم جرء قبول شده گان بودم حال تکلیف من چیست چون مهلت مصاحبه هم در تاریخ ۲۵-۰۵-۸۹ تمام شده است ایا حق اینجانب محفوظ است یا خیر در ضمن اینجانب برادر شهید نیز هستم

    farhad در ساعت ۴:۱۶ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام به عدالت و سلام به شهامت و سلام به احساس و چه رنجی میکشد آنکس که سرشار از احساس است و سلام به …………..

    مجتبی در ساعت ۷:۵۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام
    من مرحله اول را قبول شدم بدون هیچ سهمیه ای !!

    اما به اعتقاد من اگر قرار باشد سهمیه ای اعمال شود باید ابتدا تحت شرایط برابر و بدون اعمال سهمیه همه با هم رقابت کنند ، آنگاه اگر واقعاً دو نفر دارای رتبه کاملاً یکسان شدند اعمال سهمیه چندان ناجوانمردانه نخواهد بود

    هر چند آنچه به نظر می رسد اعمال سهمیه در همان ابندای کار می باشد چرا که در فرمی که همان روز اول جلوی ما گذاشتند ستون هایی برای فرزندان شهدا ، جانباران ، ایثارگران و … دیده می شد که به نوعی آدم را به شک می انداخت

    با خدا باش پادشاهی کن …

    ali در ساعت ۹:۰۴ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام وخسته نباشید خدمت همه دوستان
    ببینم شماها چه میگید؟واسه خودتون میبرید ومیدوزید.
    بچه شهید حقشه که کار داشته باشه چون پدرش جونشودادتا بچه اش ،ناموسش تواسایش باشه.انصاف داشته باشید.
    این سوالو از شماهاکه میگیدتبعیضه میپرسم که ایا توکشورمابدون کار کسی تو اسایش هست؟پس بچه شهیدحقشه که کار داشته باشه.
    من خودم نه بچه شهیدم ونه برادر ویافامیل شهید.

    حسن در ساعت ۱۱:۱۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    با سلام خدمت همه دوستان. یکی در مورد رتبه بندی به من کمک کنه. رتبه من شده ۹ رتبه اخرین نفر پذیرفته شده هم ۱ هستش که تو نتیجه ام زدن و پذیرفته نشدم رشته ام حسابداریه استان ما ۴ نفر از اقایون و۹ نفر از خانوما ظرفیت استخدام رو داشت با حساب ۳ برابر ظرفیت باید تو کارنامه من ۱۲ رواخرین نفر پذیرفته شده میزدن که در این صورت باید پذیرفته می شدم ولی عدد ۱رو اخرین نفر پذیرفته شده زدن من که سر در نیاوردم کسی از دوستان هست که این وضعیت رو داشته باشه؟

    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    خدایاااااااااااااااا______ این چه مملکتیه که توش گیر کردیم _______این عدالتی که میگن کجاست ؟؟/؟؟؟؟؟؟؟

    زهرا در ساعت ۷:۳۱ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    اگه همه ی فرزند شهیدا قبول شدن، پس چرا دوست من قبول نشده؟؟؟؟؟؟؟؟
    بعدشم یکی به این جناب وزیر بگه مارو اینهمه کشوندی واسه مصاحبه و زیر و بم زندگیمونو ریختی بیرون، قرار بود تا آخر مرداد نتیجه هارو بگی، الان پنجم شهریوره
    معوقه هاتون رو پرداخت کردین خیالتون راحت شد؟
    اگه قبولم نشدیم اعلام کنید، تا کی هرروز بیایم تو سایت هاو این ور اونور دنبال جواب بگردیم؟

    mahdi در ساعت ۱۲:۰۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام خواستم به این آقا معلمی که این قدر گله می کنه بگم اول بره کلمه « حالا » را درست بنویسه بعد بیاد از کمبود و کسری حقوقش گله کند آخه ناسلامتی معلمی گفتند

    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    بابا ول کنید این حرفارو،۵ تومن که ارزش این همه اعصاب خورد کردن نداره ، باور کنید بابای من نظامی هست و جانباز ۲۷ درصد هم هستش با این حال منو از گزینش انداختند ، حالا بازم بگید خانواده شهدا و جانبازا ، هر کی قبول شده لیاقتشو داشته ، اینقد حرص نخورید، حقتون نبوده خوب

    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    مردیم ازاینهمه انتظار.باباجواب بدین

    ماتریکس در ساعت ۶:۱۱ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    بابا بی خیال نیجه رو کی میزنن؟؟؟کسی خبر داره؟؟؟؟

    مهناز در ساعت ۵:۲۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام به خداانصاف نیست این همه جوونو الاف کردن اونا که با سهمیه قبول میشن معلوم نیست کی هستن

    نفیس در ساعت ۷:۳۸ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    من یکساله بودم که پدرومادرم ازهم جداشدن مادرم ازدواج کرد ومن با مادربزرگ پیرم زندگی کردم . هیچ وقت پدرم رو ندیدم از کسی گله نکردم ببینید : بالا بری پائین بیای نمیشه سرنوشت رو تغییر داد
    کس بیکسان خداست خودش میدونه باید چکار کنه وکسی نمیتونه براش تکلیف معین بکنه حتی این تبعیضی که ازش دم میزنید هم بدون خواست اون اعمال نمیشه من تمام عمرم رو دنبال ورزش دویدم وخدای بالای سرم شاهده غیر از ارضای علاقه ام هیچ منفعتی نداشتم . فرزند شهید هم نیستم تنها پارتی من تو زندگیم خدا بوده وبس
    با این حال مطمئنم هرکس بر اساس ذات ونیت قلبیش به حقش تو این دنیا میرسه شکایت دردی رو دوا نمیکنه توکل کن شاید خدا بهترشو برات خواسته فدای همتون .

    نفیس در ساعت ۷:۴۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    قبول میشی ایشالا

    نسیم در ساعت ۷:۵۵ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    نتایج اعلام شد.

    این خواب دیشبم بود که تعریف کردم.

    علی در ساعت ۸:۲۷ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    امیدوارم حق به حقدار برسه ومشکل بیکاری شما حل بشه.ولی روزی دست خداست شما همتون ۱۰ سال پیش منین.یه خورده ایمانتون رو قوی کنین همه چیز حله.

    علی در ساعت ۸:۳۱ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    من الان اینقدر وضعم خوب شده که نمیتونم پولامو جمع کنم.زیاد خودتونو ناراحت نکنین.خدا به اندازه زحمت وظرفیت افراد بهشون پول وشغل وروزی میده.پس جوش نزنین .

    مهدی در ساعت ۶:۴۷ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    مده شور جناب وزیر خر رو ببرن! جناب االاغ خودتی

    مهدی در ساعت ۶:۴۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    مرده شور جناب وزیر روببرن مرتیکه خودتو دم و دستگات خرین!

    رضا در ساعت ۱۲:۲۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    همگی خسته نباشید
    هرکسی خواست اطلاعی از نخحوه و زمان اعلام نتایج به دست بیاره بره به این سایت
    http://amozesh1405.blogfa.com/
    خیلی جامع و کامله و سریعا اخبار دقیق رو در اختیار بازدیدکننده ها میذاره
    ایشالا همگی موفق باشید

    شهاب در ساعت ۱۲:۲۹ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    خدا کنه قبول شم.وگرنه باید بگردم دنبال یک کیلو گوشت.

    مروت در ساعت ۱:۱۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    دوست عزیز و گرامی که تو هم باباتو از کودکی از دست دادی و خودتو با اون فرزند شهید مقایسه میکنی و دلخوری از این به قول خودت قیاس که به والله مع الفارغه . فرق تو با اون فرزند شهید در اینه که از دست دادن پدر برای اون تبدیل شده به یک فرهنگ ، فرهنگ خدا رضایی یعنی توکل کردن به خدا و راضی بودن به رضای اون ، و دم نزدن و دم بر نیاوردن و ناشکری کردن در برابر خواست خداوند که این فرهنگرا اکتسابی و از دوران کودکی و تمام لحظات نبود پدر در کنارش بدست آورده و به وا… قسم که اگر او جزء قبول شدگان نبود هرگز ناسپاسی و ناشکری اونو رو نمیدید و یا نمیخوندید ! این عادت ما انسانها از دوران کودکی بوده و تا پیری و مرگ با ما خواهد بود که هر وقت در آزمونی چه مستقیما الهی و چه با واسطه قبول شده ایم گفتیم که ناز شصتمون که چه خوب نمره ای گرفتیم ، اما هر وقت خراب کردیمو نتیجه دلخواهو نگرفتیم شروع کردیم به بد و بیراه گفتن به دیگرانو خدا و زمونه ، من نه توی این آزمون شرکت کردم و نه نسبتی با وزیر آموزش و پرورش دارم ، اما وقتی نقطه نظرات سایرین و مطالعه میکردم مطمئن شدم که خدا برحقه و نمیذاره حق کسی پایمال بشه و متشکرم از خدا از این بابت که دیگه نباید نگران بد آموزش دیدن فرزندان در آینده توسط یکسری افراد بی لیاقت از خدا بی خبر باشم که اینها وقتی به خود و خدا و کشورشون رحم نمکینند چطور میتونند به بچه های مردم رحم کنند و درس شعور و معرفت بدهند .

    مروت در ساعت ۱:۳۳ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    با تشکر از خواهر خوبم نفیس که از درک و شعور بالایی برخوردار است

    مروت در ساعت ۱:۳۹ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    و همچنین با تشکر از خواهر خوبم نازی خانوم که از درک و شعور بالایی برخوردار است و واقعیتو تاکمی برای این کوردلان روشن نمودند

    EXPERT در ساعت ۱:۴۸ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    آخه دوستان این استخدامی هم آش دهن سوزی نبود چرا همش چشمتون به دست این دولت ((((عدالت محور)))).
    واقعا با این تورم و قیمتها میشه شکم زن و بچه رو با ۵۰۰-۶۰۰ تومن سیر کرد؟
    شاید از هیچی بهتر باشه ولی به ۳۰ سال نوکریش نمیارزه!!

    حمیدرضا در ساعت ۸:۴۸ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    یعنی چه قدر گهی حاجی بابایی که بعد از ۲ روز مثلا اعلام نتایج ولی هنوز جوابو ندادین.نکنه پسر محمود از لیست جا موند یا دختر حداد با آقا مجتبی جونش.تف به روحتون

    نفیس در ساعت ۴:۳۳ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    تکلیف استانهایی که میان رو سیستم و میرن وما نمیبینیم چی میشه؟ چجوری بفهمیم کدوم استان رو اعلام کردین؟

    زهرا در ساعت ۷:۲۵ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام به نظر شما گزینش مجدد بعضی شهرستانها برای چه بود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به خدا نمیدونم چکار کنم خسته ام!!!!!!!!!!

    زهرا در ساعت ۷:۲۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    با کارشناسی ارشد ومعدل ۱۸٫۵دربدر کاریم

    رضا در ساعت ۱:۰۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    من پرسیدم گفتن سایت ظرفیت اعلام یکباره همه استانا رو نداره ولی کم کم اعلام می کنن
    منم احتمال میدم تا جمعه شب طول بکشه
    فقط خواهشا کشایی که دیدن دوباره به سایت سر نزنن و برای خبرگیری در مورد کلاس آموزشی به سایت استان مربوطه مراجعه کن چون اونا چک می کنن وقتی آمار بازدید سایت کاهش پیدا کنه استان بعدی رو میزنن
    پس سریعا سایتو خالی کنید بعد از اطلاع گرفتن

    پویا در ساعت ۸:۴۲ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    بچه توکل به خدا رافراموش نکنیدءباورکنید دراین مدت چه خوابایی که ندیدم چه استرس هایی که نکشیدم اماچه میشه کردباید انتظار کشید و بس حکمتشو فراموش نکنید.

    الهام در ساعت ۶:۰۱ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام نتایج اومد.
    خدایا کرور کرور شکر. خدایا از اینکه سال ها زحمت و رنج کشیدنم را پاسخ دادی متشکرم.
    خدایا کاشکی می شد ببوسمت.
    خدایا از این خوشحالم که غیر از خودت به هیچ کسی توکل نکردم. و تمام زندگی ام را به تو سپردم.
    خدایا هرگز مرا تنها مگذار که بی وجود نازنینت هیچ نیستم.
    به تمام دوستایی که قبول شدن تبریک می گم.
    به اونایی هم که قبول نشدن می گم که خدا براتون بهتر از این رو خواهد داد صبور باشید.

    شهاب در ساعت ۸:۰۲ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    خدایا شکرت که بالاخره بعدازچندروز استرس واضطراب نتیجه قبولیمو دیدم.واگر رد میشدم باید چیکار میکردم.امروزو روزه گرفتم تادیدم قبول شدم روزمو خوردم.چون خرم ازپل رد شده بود.کالن بالن.میسا لاوالاوا.من شهابم تو به چیت مینازی؟میای همسایمون شی؟من این چندروز مانومترم رفته بود رو قرمز.وکیلی دمت گرم.عبدلی بای بای.محسن گامبو ههههههههه.خاکی دوست دارم.پرویزدکه ای خیلی گرونفروشی.

    بهرام در ساعت ۱۱:۳۵ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    شهاب الاغ باید بگم که واقعا الاغی که مثلا سر خدا کلاه گذاشتی بازگشت همه به سوی اوست دنیا دو روزه چه معلم باشی چه ریس جمهور وچه کارگر

    مهدیه اکبری در ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    خدایا شکرت – خدایا کمک کن تا زسالتی که به عهده مان گذاشتی را به نحو احسن انجام دهیم بچه ها معلمی وظیفه خطیریه پس قول بدبد با جان و دل مشغول شوید

    مهدیه اکبری در ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    خدایا چنان کن سرانجام کار ———- تو خشنود باشی و ما رستگار

    شهاب در ساعت ۱۰:۰۷ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    بهرام الاغ واقعا الاغی.مناز خوشحالی سیگار کشیدم وناس گذاشتم بخاطر همین روزم باطل شد.بهرام خره گاو منه.

    علی در ساعت ۳:۵۶ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    شهاب براتون متاسفم چقدر بی ادبی خدا به اون بچه های رحم کنه که تو می خوای درسشون بدی.

    یک مسافر در ساعت ۷:۴۸ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    یکی به من بگه ما چرا انقدر بدبختیم گزینش دینی ریش رساله دستمال یزدی فقط نگین مملکت اینه مجبوریم هفت رنگ باشیم خاک بر سر هممون اونی که گزینش میکنه عبارت است از گمشده ای در جنگل پشم ایشالا خدا ژیداش کنه

    سارا در ساعت ۸:۳۵ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام
    واقعا معلوم نیست معیار پذیرش این دولت خدمت گذار چیه؟من ۳ بار مصاحبه شدم،هر بار کلی حرف زدم.حتی یکبار یکیشون بهم گفت خدا حفظتون کنه.تازه بابام هم جانباز ۶۰ درصد هستند.یک سال هم تو دانشگاه تدریس کردم.مدرک رسمی نرم افزارهای رشته خودمو داشتم.معدلم ۱۹ بود.بدون کنکور برای ارشد قبول شدم.حتی ازم خواستن ۵ صفحه قرآن بخوندم،به خاطر خونواده مذهبیم براشون پای منبر هم رفتم.دیگه نمی دونم باید چی میداشتم؟لعنت بر دولت خدمتگذار و وزیراش.جنگ نرم همینه دیگه:یه مشت آدم احمق و بی صلاحیت رو استخدام میکنید،همین جوری میشه که فاتحه کشورو خوندین.جنگ نرم اینه .اگه یک آدم لایق و کاردان و متعهد رو استخدام بکنین برای مقابله با یک نرم افزار یا … مثل خر تو گل نمیمونین که بعدشم داد بزنید:جنگ نرم.درد دلم خیلیه.من برای یک شهر دیگه پذیرفته شده بودم.و از اونجا که در اوج نظم چند ساعت قبل از محاسبه زنگ میزدن،من حدود یک میلیون به خرج افتادم.خسارت منو کی می خواد بده؟

    پاسخ به ی(ه آدم عادی و بی طرف) در ساعت ۱۰:۵۹ ق.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    ای کسایی که می گویید شما وقتی که پیش پدرتان خواب بودبد خانواده شهدا بدون پدر خوابیدند.
    به قران بابای منم کلی رفته جبهه وخوب ما چی کار کنیم که بابای اونا دستو پاچلفتی بودن بابای ما فقط در حال پاسداری از وطن؟؟؟؟

    بی سهمیه در ساعت ۲:۱۸ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    شما که قرار بود بچه های شهید و جانباز رو وردارین چرا اعلام کردین که همه میتونن شرکت کنن ؟!!!
    واقعا براتون لیاقت و تخصص مهم نیست ؟؟؟؟؟
    پدر من بیشتر از شهدا تو جبهه ها جنگ کرده ولی سالم برگشته
    شما شعور تشکر از اونایی که سالم از جبهه برگشتنو ندارین!!!!!
    گدای ۵ هزار تومن پول بودین؟
    از این به بعد اگه خواستین گدایی کنین دنبال بهانه نگردین!!!

    نسیم در ساعت ۸:۱۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام
    به اون کسانی که قبول شدن تبریم میگم.
    من قبول نشدم شاید اونایی که قبول شدن بهتر بودن شایدم نبودن خدا می دونه…
    اما جواب من به اونایی هست که میگن فرزندان شهید و جانباز و ایثارگر حق بیشتری دارن میدونیم که پدران اونها زحمت زیادی برای کشور کشیدن ولی مگر نمیگن در راه رضای خدا بوده …پدرانشون بزرگن پس چرا اجرشون را خراب میکنن.حضرت نوح پیامبر بود ولی پسرش ارزش انسانیت را نشناخت و نجات پیدا نکرد.پس اگر کسی فرزند شهید باشه دلیل نمیشه از عیب بری باشه اون هم در آزمون و شناخت صلاحیت باید مثل بقیه باشه چون ممکن هست اون مثل پدرش نباشه. حق اونا باید داده بشه ولی شهادت پدرشون ربطی یه اصلح تر بودن اونا نداره.

    بهرام در ساعت ۸:۱۴ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    آقا شهاب برات متاسفم وخاک برسرت باد ان شاالله در روز قیامت سر افکنده باشی

    فرزانه در ساعت ۹:۱۰ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    سلام
    وقتی اتفاقی این صفحه رو باز کردم و نظرات رو خوندم،بسیار متاسف شدم.چرا بیشتر نوشته ها حاکی از این بود که اونایی که سهمیه دارن حتما بی لیاقتن و اونایی که سهمیه ندارن همه جا حق دارن و فقط اونا متخصصن.من خواهر شهیدم . رتبه ام در کنکور ۷ شد.تو دانشگاه هم شاگرد اولم. الان هم قبول شدم.خواهر خودم با معدل ۱۹ و مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه دولتی تهران، قبول نشد.ولی وقتی که آدم بخواهد چشماشو ببنده و ناحق حرف بزنه میگه با سهمیه قبول شده دیگه.وقتی قبول میشیم همه چی خوبه ولی وای بروزی که بگن شما قبول نشدی.به شخصه بخدا قسم حاضرم امتیاز قبولیم رو واگذار کنم به هرکسی از خانم ها و آقایون معترضی که حاضر بشن پدر یا برادرشون یا هر کسی از عزیزانشون جونشون،نه یه دست و یه پا،بازم نه فقط یه دست،نه یه انگشتشون ،رو با عشق بی هیچ ادعایی تقدیم مملکتشون کنن.
    چه معامله بی سودی!!!
    *****کمی انصاف و منطق رو چاشنی زندگی باید کرد.*****

    فرزانه در ساعت ۹:۱۵ ب.ظ - گفته است:
    تاریخ: شهریور ۱۳۸۹

    البته خیلی خوشحالم که خیلی از کسایی که اینجا نظر دادن قبول نشدن چون بویی از ادب نبردن.فشح هایی من اینجا دیدم که قلبم شکست از این همه بی منطقی.

    ارسال نظر

    نام:

    ایمیل:

    وب سایت:

    متن و پیام شما: